العلامة المجلسي

78

حياة القلوب ( فارسي )

فصل چهارم در بيان وجوب معرفت امام است ، وآنكه مردم معذور نيستند در ترك ولايت امام حق ، وآنكه هر كه بميرد وامام خود را نشناسد مرده خواهد بود با كفر ونفاق بدان كه نزد شيعه اقرار به امام از أصول دين است وبه ترك آن در احكام آخرت با كفار شريك است ، ودر أكثر احكام دنيوي به روش مسلمانان با ايشان سلوك مىكنند مگر آنها كه اظهار عداوت أهل بيت عليهم السّلام كنند مانند خوارج كه ايشان در احكام دنيوي نيز حكم كفار دارند ، واز بعضي روايات ظاهر مىشود كه در زمان عدم استيلاى امام حق از براي شفقت بر شيعه حكم اسلام بر ايشان ظاهرا جارى كرده‌اند كه كار بر شيعه در معاشرت ايشان دشوار نشود وبعد از ظهور دولت حق وقيام قائم عليه السّلام حكم كفار صرف بر ايشان جارى مىشود ، وأكثر علماى شيعه را اعتقاد اين است كه بغير از مستضعفين ايشان در جهنم مخلّد خواهند بود مثل ساير كفار ، ونادرى از علماى شيعه قائل شده‌اند كه بعد از مكث طويل در عذاب الهى اميد نجات در باب ايشان هست ، ومستضعف آن است كه به اعتبار ضعف عقل تمييز ميان حق وباطل نتواند كرد ، يا آنكه دليل حقّيّت مذهب حق با عدم تقصير بر أو تمام نشده باشد مانند كساني كه در ميان حرم پادشاهان سنّى برآمده باشند واختلاف مذاهب را نشنيده باشند يا اگر شنيده باشند كسى را نيابند كه حقّيّت مذهب اماميّه را بر ايشان اثبات كند ، ايشان را اميد نجات در آخرت هست ، وحق اين است كه غير از مستضعفين را اميد نجات نيست ودر عذاب الهى مخلّد خواهند بود .